X
تبلیغات
رایتل
کلبه تنهایی
دست نوشته های شخصی
آمار وبلاگ



موضوعات
عاشقانه ها (111)
خاطرات (60)
تک نوشته ها (83)

سلام به وبلاگ من نمی خواد بیاین چون هیچ چیزی توش نیست این طوری دست خالی بر میگردین
 
یکشنبه 20 تیر‌ماه سال 1389 :: 08:24 ق.ظ :: نویسنده : ...

آنگاه آفتابگردانی از گوشه ای طلوع کرد و به میان کارهای ما سرک کشید. و ما هیچ ندانستیم آمدنش از کدامین سو بود . میدیدیمش هر روز که از سحر گاهان یک جا مینشیندو بالا آمدن خورشید نظاره می کند و تا شامگاهان همچنان روی بر او نگاه می دارد و با او میگردد. آنگاه تازه دانستیم که چرا به او میگویند((آفتابگردان)).