X
تبلیغات
رایتل
کلبه تنهایی
دست نوشته های شخصی
آمار وبلاگ



موضوعات
عاشقانه ها (111)
خاطرات (60)
تک نوشته ها (83)

سلام به وبلاگ من نمی خواد بیاین چون هیچ چیزی توش نیست این طوری دست خالی بر میگردین
 
پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1391 :: 11:27 ب.ظ :: نویسنده : ...

آهای دختر چوپون آهای دختر چوپون
دل دیوونه رو کشوندی تو دشت و بیابون
از این سو به اون سو
چه پاک و آشناست ساده نگاهت
چه بی ریاست نجابت سلامت
من حتی توی خوابم نمی دیدم
که چشمام وا بشه به روی ماهت
از تو پس کوچه تنهای دل
عشق تو منو صدا کرد
خودمو بی خبر از من گرفت
با تب عشق آشنا کرد
آهای دختر چوپون آهای دختر چوپون
دل دیوونمو کشوندی تو دشت و بیابون
از این سو به اون سو
همه عالمو من گشتمو دیدم
تا به دشت و دیار تو رسیدم
زیر چارقد گلدار روی موهات
منم به عشق آخرم رسیدم
آهای دختر چوپون آهای دختر چوپون
دل دیوونمو کشوندی تو دشت و بیابون
از این سو به اون سو
از اون راه رفتنت برقصه موهات
گل بوسه خورشید روی لبهات
منو تا اوج بودن می کشونی
اگه جا بدی دستامو تو دستات
هوس بوسه ز لبهای تو
انگاری خوابه و رویا
شبو تا صبح به سحر رسوندم
با تو انگار که یه دنیام
آهای دختر چوپون آهای دختر چوپون
منه دیوونه رو کشوندی تو دشت و بیابون
از این سو به اون سو
آهای دختر چوپون آهای دختر چوپون
گل عشقو تو صحرای دلم کاشتی چه آسون
تو کاشتی چه آسون
آهای دختر چوپون آهای دختر چوپون
منه دیوونه رو کشوندی تو دشت و بیابون
از این سو به اون سو